به وبلاگ من خوش آمدید
داستان طنز ” سه رفیق
داستان طنز ” سه رفیق زرنگ اما بی پول “
ســه تا رفیق با هم ورمیدارن میرن رستوران ولی بدون یه قرون پول …
هر کدومشون یه جایی میشینن و یه دل سیر غذا میخورن …
خلاصــه اولی میره پای صندوق و میگه : ممنون آقا ، غذای خوبی بود. این بقیه پول مارو بدین بریم …
صندوقدار : کدوم بقیه آقا ؟ شما که پولی پرداخت نکردی ؟!؟!؟
میگه یعنی چی آقا خودت گفتی : الان خرد ندارم بعد از صرف غذا بهتون میدم !
خلاصه از اون اصــرار از این انکار که دومی پا میشه و رو به صندوقدار میگه : آقا راست میگن دیــگه ، منم شاهدم وقتی من میزمـــو حساب کردم ایشون هم حضور داشتن و یادمه که بهش گفتین بقیــه پولتونو بعدا مــیدم …
صندوقــداره از کوره درمیره و میگه : شما چی میگی آقا ؟؟ شما هم حساب نکردی !!
بحث داشت بالا میگرفت که دیدن سومی نشسته وسط سالــن و هـی میزنه توی سرش ؛ ملـت جمع شدن دورش و گفتن چی شده ؟
گفت : با این اوضاع حتما میخواد بگه منم پول ندادم …
برچسبها:
فراموشی رمز عبور
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
ثبت نام کاربران
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
نظرات کاربران
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید